جنوب لبنان زیر حملات هوایی اسرائیل؛ نبطیه و وادی الحُجیر هدف قرار گرفتند ادعای رئیس مجلس نمایندگان آمریکا: جنگ با ایران در مرحله پایانی قرار دارد آسمان غرب عراق دوباره باز شد محسن رضایی در گفت‌و‌گو با الجزیره: محاسبات ترامپ درباره ایران اشتباه بود؛ برای جنگ سرنوشت‌ساز آماده‌ایم خشم ترامپ از افشاگران اطلاعات جنگ علیه ایران ولی نصر: نظم خاورمیانه دیگر بر مهار ایران بنا نخواهد شد کره جنوبی برای مشارکت در درگیری‌ غرب آسیا نیرو اعزام نمی‌کند پنتاگون خروج بخشی از نیروهای آمریکا از اروپا را بررسی می‌کند شکست طرح ضد ایرانی آمریکا در شورای امنیت با وتوی روسیه و چین جنایت جدید مزدوران سعودی در تعز؛ 3 کودک یمنی شهید شدند تقدیر ویژه رهبر انصارالله از نیروهای مسلح یمن در پی پیروزی‌های بزرگ واکنش بقائی به ادعای واهی عربستان در خصوص تعرض به مکه مکرمه انهدام پنجاه و سومین پهپاد MQ-9 ارتش تروریستی آمریکا کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: آمریکا علیه ایران جنایت جنگی مرتکب شده است هشدار درباره حملات عامدانه اسرائیل برای فعال کردن گسل‌های زلزله لبنان عراقچی پس از سفر چین: تصمیمات امروز پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت
یادداشت اختصاصی منصور صالح فرد، رایزن اقتصادی سابق ایران در چین؛

انزوای آمریکا و لزوم دیپلماسی تهاجمی ایران

در مختصات نوین موازنه قوا، گرایش راهبردی ایران به چین و تحکیم اتحاد دو کشور نه تاکتیک مقطعی، بلکه ضرورتی ژئوپلیتیک و پاسخی واقع‌بینانه به یک‌جانبه‌گرایی آمریکاست.
منصور صالح فرد؛ رایزن اقتصادی سابق ایران در چین
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۵ - ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 20
کد خبر: ۳۱۹۰۳۸

انزوای آمریکا و لزوم دیپلماسی تهاجمی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ واشنگتن دهه‌هاست با بهره‌گیری از حربه تحریم، مداخله نظامی و سلطه بر شریان‌های مالی، در پی مهار کشورهای مستقل برآمده است. در نقطه مقابل، چین به عنوان دومین اقتصاد برتر جهان و بازیگری با اشتهای پایان‌ناپذیر برای رشد صنعتی، به دنبال محیطی باثبات و رها از سلطه‌گری غربی است.

اروپایی‌ها با انبوهی از چالش‌های پیچیده دست‌به‌گریبان‌اند و توان یا رغبتی برای پیروی کورکورانه از سیاست‌های کاخ سفید ندارند

نقطه پیوند بنیادین تهران و پکن در دو گزاره کلیدی خلاصه می‌شود: نخست، مصونیت راهبردی ایران از پذیرش دیکته‌های ابرقدرت‌ها و دوم، نیاز پکن به شریک امن، پایدار و نفوذناپذیر در حوزه تأمین انرژی. این اتحاد، پاشنه‌آشیل سیاست خارجی آمریکا در محاصره غرب آسیا را هدف قرار داده است و پیوند ظرفیت‌های اقتصادی و لجستیکی چین با توان ژئوپلیتیک، امنیتی و استقلالِ سازش‌ناپذیر ایران، سدی مستحکم در برابر توسعه‌طلبی نظامی و هژمونیک کاخ سفید در منطقه پدید می‌آورد.

مجموعه تحولات شتابان هفته‌های اخیر و کنشگری‌های نوین منطقه‌ای، حاکی از آشکار شدن نشانه‌های تاریخی انزوا و تنهایی آمریکا در صحنه معادلات غرب آسیا و عرصه بین‌الملل است. فاصله گرفتن تدریجی متحدان غربی و شرقی واشنگتن نظیر اروپا، کانادا و کره جنوبی از سیاست‌های تنش‌زای کاخ سفید، زمین بازی را به نفع محور استقلال‌طلب تغییر داده است. در این برهه حساس ژئوپلیتیک، انفعال و دفاع صرف دیگر معنا ندارد؛ جمهوری اسلامی ایران ناگزیر است با اتخاذ دیپلماسی تهاجمی، هم‌افزایی هم‌زمان با قدرت‌های بزرگ شرقی و بهره‌گیری از چرخش فعالانه پکن در معادلات منطقه، ابتکار عمل را در مذاکرات به دست بگیرد و نظم نوین منطقه‌ای را بدون حضور مداخله‌گرایانه آمریکا تثبیت کند.

انزوای آشکار آمریکا و فروپاشی اجماع متحدان سنتی

سیاست خارجی آمریکا در هفته‌های گذشته وارد مرحله‌ای کم‌سابقه از تزلزل و انزوای ادراکی و عملیاتی شده است. گزاره‌ای که واقعیت میدانی روشن است، «همه دارند آمریکا را تنها می‌گذارند». سال‌ها واشنگتن با ایجاد اجماع‌ها و ائتلاف‌سازی‌های نمایشی، اراده نظامی و سیاسی خود را بر منطقه غرب آسیا تحمیل می‌کرد؛ اما رخدادهای اخیر نشان داد این چتر هژمونیک به شدت سست شده است.

در حوزه غرب، اروپایی‌ها با انبوهی از چالش‌های پیچیده دست‌به‌گریبان‌اند و توان یا رغبتی برای پیروی کورکورانه از سیاست‌های کاخ سفید ندارند. هم‌سویی و تصمیمات مشترک میان اروپا و کانادا (به‌ویژه در اتخاذ مواضع مستقلی که برای ساختار مالی و منافع اقتصادی آمریکا زیان های هنگفت و مستقیمی به همراه دارد) پرده از گسترش گسست درون‌بلوکی برداشته است. این واگرایی فراآتلانتیک نشان می‌دهد متحدان کلاسیک آمریکا دیگر حاضر نیستند هزینه‌های ماجراجویی‌های یک‌جانبه واشنگتن را به بهای تضعیف اقتصاد خود بپردازند.

در حوزه آسیا و آبراه‌های کلیدی منطقه نیز این انزوا ابعاد نظامی یافته است. خودداری صریح کشوری همچون کره جنوبی از همراهی با طرح‌های تنش‌آفرین آمریکا پیرامون تنگه هرمز و خودداری از مشارکت در ائتلاف‌های نظامی و امنیتی کاخ سفید، ضربه‌ای سنگین به اعتبار نظامی واشنگتن در آب‌های راهبردی خلیج فارس بود. وقتی متحدی سنتی و کاملاً هم‌سو نظیر سئول از مشارکت در طرح‌های ناامن‌کننده خطوط کشتیرانی عقب می‌نشیند، پیام آن برای منطقه واضح است: ابزار هژمونی نظامی آمریکا کارآمدی بازدارنده خود را از دست داده و واشنگتن در میدان بازی یکه و تنها مانده است.

ضرورت اعمال دیپلماسی تهاجمی و ارتقای وزن چانه‌زنی

در چنین شرایطی که رقیب در موضع ضعف، انفعال و ریزش متحدان قرار گرفته، اتخاذ رویکردهای محافظه‌کارانه یا تدافعی خطایی راهبردی است. مطالبه قطعی و بنیادین این است که جمهوری اسلامی ایران باید بی‌درنگ دکترین خود را بر پایه دیپلماسی تهاجمی بازتعریف کند.

دیپلماسی تهاجمی یعنی عبور از پاسخ‌های واکنشی و ورود به عرصه طراحی فعال و تحمیل شروط در میز مذاکرات. جمهوری اسلامی ایران برای تحقق این مهم، باید وزن دیپلماسی خود را به وسیله هم‌افزایی با دو قدرت بزرگ شرقی، یعنی روسیه و چین ارتقا دهد. ایجاد ائتلاف نامتقارن اما قدرتمند میان تهران، مسکو و پکن در کنار ابتکارات محکم با اروپای مواجه با چالش، می‌تواند ضربه نهایی را به ساختار تحریمی و امنیتی آمریکا وارد کند. اقدامات دیپلماتیک روزهای اخیر اگر با پیگیری قاطعانه و بهره‌برداری از تناقضات درونی جبهه غرب همراه شود، توان چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران را در هرگونه گفت‌وگو و مذاکره به نقطه اوج تاریخی خود خواهد رساند.

در چنین شرایطی که رقیب در موضع ضعف، انفعال و ریزش متحدان قرار گرفته، اتخاذ رویکردهای محافظه‌کارانه یا تدافعی خطایی راهبردی است

در این بستر دیپلماتیک، گام‌های نوین چین در اولویت بعدی به عنوان اهرم پشتیبان و شتاب‌دهنده عمل می‌کند. سفر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان و هم‌زمانی آن با مواضع صریح پکن، نقطه عطفی در این حوزه است. چینی‌ها که بر اساس سنت دیرینه سیاست خارجی خود همواره محافظه‌کار، بسیار محتاط و صرفاً نظاره‌گر تحولات بودند، اکنون با تدبیری متفاوت تصمیم گرفته‌اند به صورت عینی و عملیاتی وارد روند حل مناقشات و استقرار صلح شوند؛ اقدامی بسیار ارزنده که محاسبات امنیتی منطقه را تغییر می‌دهد.

این تصمیم پکن نه ژست تبلیغاتی، بلکه نشئت‌گرفته از نیاز حیاتی به تأمین امنیت انرژی طی ۳۰ سال گذشته است؛ عاملی که پکن آن را موتور محرک رشد اقتصادی صنعتی خود می‌داند. در این میان، مقام های ارشد پکن از دو دهه قبل تا به امروز بارها اعتراف کرده‌اند تنها کشوری که چین به آن اعتماد کامل دارد و می‌تواند امنیت انرژی آن را تضمین کند، جمهوری اسلامی ایران است. این اعتماد ریشه در ویژگی بی‌بدیلی دارد: ایران کشوری کاملاً مقتدر و مستقل است که زیر نفوذ، فشار و دیکته هیچ ابرقدرتی در جهان عمل نمی‌کند و دست رد به سینه باج‌خواهی‌های واشنگتن زده است.

طرح پیشنهادی پکن و پیوند آن با امنیت درون‌زا

ابتکار عملی که چین روی میز قرار داده، در تعارض مستقیم با منافع سلطه‌طلبانه آمریکا تعریف شده و دارای سه محور راهبردی است:

  • حمایت صریح از موضوع فلسطین: به عنوان هسته مرکزی بحران‌های غرب آسیا و لزوم انسجام کشورهای اسلامی در این رابطه.
  • همکاری‌های امنیتی–سیاسی میان کشورهای منطقه: تأکید بر اینکه کشورهای غرب آسیا و حوزه خلیج فارس با همگرایی متقابل، خودشان برای ثبات و استقلال سرنوشت‌ساز منطقه تصمیم‌گیری کنند و راه بر ورود پایگاه‌ها و دخالت‌های مخرب قدرت‌های فرامنطقه‌ای بسته شود.
  • توسعه از بستر تجارت و اقتصاد: رد نظریه توسعه‌ستیزی که نتیجه مستقیم دهه‌ها حضور نظامی زیان‌بار ارتش آمریکا و ناتو در جغرافیای پیرامونی ما بوده است.

بهره سخن

آرایش جدید غرب آسیا هشدار روشن برای واشنگتن و فرصتی کم‌نظیر برای تهران است. ریزش ائتلاف‌های آمریکایی از سئول تا بروکسل و اتاوا، خلاء قدرتی پدید آورده که دیگر با مانورهای تکراری کاخ سفید پر نخواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به استقلال ساختاری خود، پیوند راهبردی انرژی با چین و ائتلاف‌سازی با روسیه، باید این شکاف‌ها را با دیپلماسی تهاجمی پیش ببرد.

هدف نهایی این راهبرد، بستن پرونده حضور مداخله‌گرایانه نظامی غرب در منطقه، دفاع خلل‌ناپذیر از آرمان فلسطین و برقراری نظمی بومی، امن و خودکفا به دست ملت‌ها و دولت‌های غرب آسیاست.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار